سلام و نور:)

وی الان خیلی کیفش کوک میباشد چون اولین امتحان پایان ترمش مثل آب خوردن آسان بوده و بعد از امتحان که از دانشکده خارج شده برف روی سرش باریده و مثل جوگیر ها با دستش برف را از روی شیشه ی ماشین های ملت میریخت بدون آنکه بداند سرنشین توی آن نشسته یا خیر،دوستش هم میگفت الان اگرکسی توی ماشین نشسته باشد سکته میکند از کارهای تو(وی در این چهار سال کارشناسی میخواهد با برف خودش را خفه کند چون در محل زندگی خودش برف نمی آید مگر در خواب)

 

رسیدم خوابگاه و‌ پست خانم دزیره ی عزیز رو دیدم.ما تصمیم گرفتیم با هم کتاب بخونیم و یهو به پیشنهاد ایشون اومدیم و همگانیش کردیم.دقیقا مثل یه کمپین.حالا منکه اینجا مخاطب زیادی ندارم و هر کسی هم دارم مخاطب ایشون هم هست ولی خب شاید یهویی یه آدم جدید گذرش خورد به اینجا ببینه و بخواد همراهی کنه.

کتاب و تاریخ شروع و همه ی اطلاعات لازم هم توی پست ایشون هستش.

خیلی خوب میشه اگه تعداد کتاب خونا بیشتر بشه‌.صفحات و مدت زمان هم اینقد مناسبه که هر کسی با هر میزان مشغله ای که داره میرسه بخونه.بالاخره ما توی روز به اندازه ۱۰ صفحه کتاب که وقت داریم ..نه؟!؟

حالا اگه همراهی ها بیشتر بشه به صورت یه حرکت عمومی خیلی خوبی تو محیط وبلاگ میشه که با استقبال بیشتر کتابخونای بیشتری به این جمع اضافه میشن و در نتیجه سرانه مطالعه کشور هم بالا میره و ...(میزان آینده نگری رو داشتین؟😁😂)

اگر هم کسی نمیتونه کتاب رو تهیه کنه خصوصی به من پیام بده و خلاصه که به قول خانم دزیره دست های پشت پرده هستند:)))

فعلا!!