درست مثل فیلم قطاری به بوسان حس میکنم این دنیا مثل همون قطاریه که گرفتار زامبی ها شده و مردم بازمانده باید خودشون رو نجات بدن اما هر کی میخواد فکر خودش باشه و خودش رو از بقیه جدا کنه، بدجور زمین میخوره...! برفنا میره..اگه ما هوای همدیگه رو نداشته باشیم چجوری میخوایم از پس چالش های این دنیا بربیایم؟؟

هر چی بیشتر بهش فکر میکنم میبینم ما آدما خیلی بیشتر از اونچه که تصور میکنیم زندگی هامون روی همدیگه تاثیر داره...حتی اگه با هم غریبه باشیم...