امشب داشتم کانال هام رو زیر و رو میکردم.یکی از کانال ها اعلامیه ی مراسم روضه خوانی،سخنرانی و مداحی گذاشته بود و من اینجوری بودم که یهویی حس کردم شدیدا دلم محرم میخواد....صبح هم بچه ها حرف پاسپورت و کربلاشون بود.نمیدونم چه سریه که پاسپورت من بعد این همه نرسیده در حالی که نهایتا ده روزه باید برسه.برای اربعین هم کلی منتظر برگه ی گذر موقتم بودم، اربعین گذشت اما برگه ی من هیچوقت نرسید.. :)( اربعین امسال برای من به طرز عجیبی متفاوت بود اونقدری عجیب که باورم نمیشه،چون من تا سال قبل اصلا اربعین و کربلا رفتن برام مهم نبود.شاید بنویسم ازش یه روزی)راستش نا امید نیستم.من به نرسیدن ها عادت دارم و الانم دارم یه مدل نرسیدن رو تجربه میکنم که معلوم نیست تهش به چی ختم بشه:) تو دلم اینجوریه که میگم خب حتما امام حسین دوست داره اونقدر دلتنگش بشی که وقتی بری قشنگ تموم دلتنگی هات رو اونجا خالی کنی و زیارتت خاص باشه...دوست ندارم هیچوقت غر بزنم بگم امام منو نمیخواد.نزدیکای اربعین خیلی از کانال ها  میگفتن امام حسین من انتظار نا امید شدن نداشتم ولی نا امید شدم!و وقتی اینجوری میگفتن عصبانی و ناراحت میشدم که چجوری دلشون میاد از امامشون نا امید بشن.و جالبه همونا که نا امید میشدن چند روز بعد کربلا رفتنشون درست میشد:)ولی من هنوزم دوست ندارم اینطوری حرف بزنم.نمیتونم از کسی نا امید بشم که همه ی زندگیم به خاطر اونه ...اونم وقتی تمام سعیم رو کردم که بشه و نشده ولی میدونم توی این نرفتن یه چیزی بوده...حتی اگه نتونم برم حرمش..آره منم خیلی دلم میگیره..اون شبایی که نشد برم  رو فقط خدا میدونه چی گذشت بهم...فقط خدا...قرار هم نیست که نا امید بشم اتفاقا هر چی دیدن یار سخت تر میشه من بیشتر خواهان رسیدن بهش میشم...‌ :)خلاصه که دعا کنین رفتنم درست بشه...

یهویی حین نوشتن این متن نوحه ی شده حرف دلتو یه عمرِ کربلایی حسین طاهری رو پلی کردم که دقیقا تو اون دوران شرح حال من بود:)

دلتنگ حرمتم به کی بگم

دردامُ به تو نگم به کی بگم

خسته از همه دوباره اومدم 

چی میشه به ما محل بدی یکم

حسین عزیز دلم....

شده دل بدی به یه نفر 

بشی منتظر یه خبر

شده ارزو شه واست

به دلت اخر بمونه یه سفر

شده عکس غمُ بکشی

بشینی حرمُ بکشی

تا حالا شده یجور گریه کنی جور قلمُ بکشی

جامُ تو حرم تو به کی بدم

آغوش علمتُ به کی بدم

اصلا تو بگو به من توی دلم

جای اشک غمتُ به کی بدم...؟